عرفان کریمیان

استادیار

تاریخ به‌روزرسانی: 1405/02/17

عرفان کریمیان

منابع طبیعی / شیلات

پایان‌نامه‌های کارشناسی‌ارشد

  1. بررسی اثر استفاده از لاروهای سوسک زرد ( Tenebrio molitor) تغذیه شده با تفاله انگور و سبوس گندم بر عملکرد رشد و دفاع آنتی‌اکسیدانی ماهی کپور معولی (Cyprinus carpio)
    1404
    هدف اصلی این پژوهش، بررسی اثر استفاده از تفاله انگور در بستر پرورش لاروهای سوسک زرد (Tenebrio molitor) و ارزیابی کارایی لاروهای غنی‌شده به عنوان جایگزین پودرماهی در تغذیه ماهی کپورمعمولی (Cyprinus carpio) بود. این تحقیق در دو بخش شامل تاثیر افزودن تفاله انگور در پرورش لارو سوسک زرد و ارزیابی استفاده از لاروهای پرورشی در تغذیه ماهی طراحی شد. در آزمایش اول، لاروهای سوسک زرد در سه بستر آزمایشی شامل سبوس گندم (c)، سبوس گندم باضافه 10 درصد تفاله انگور (g10) و سبوس گندم باضافه 25 درصد تفاله انگور (g25) و هر یک در سه تکرار، پرورش داده شدند. پارامترهای اندازه‌گیری‌شده شامل شاخص‌های رشد، ارزش غذایی (رطوبت، پروتئین، چربی، خاکستر)، محتوای کیتین و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی کل لاروها بود. در آزمایش دوم، تاثیر جایگزینی 70 درصد پودرماهی با پودر لاروهای سوسک زرد پرورش یافته در آزمایش اول، مورد ارزیابی قرار گرفت. تعداد 108 قطعه بچه‌ماهی کپورمعمولی به‌مدت 60 روز با چهار جیره آزمایشی شامل: جیره شاهد منفی بدون جایگزینی پودرماهی (C-)، جیره شاهد مثبت با جایگزینی پودرماهی با پودرلارو پرورشی بر بستر بدون تفاله انگور (C+)، جیره آزمایشی با جایگزینی پودرماهی با پودر لارو پرورشی بر بستر حاوی 10 درصد تفاله انگور (G10) و جیره آزمایشی با جایگزینی پودرماهی با پودر لارو پرورشی بر بستر حاوی 25 درصد تفاله انگور (G25) تغذیه شدند. آزمایش با چهار تیمار و سه تکرار انجام شد. شاخص‌های رشد و تغذیه، درصد زنده‌مانی، ترکیبات تقریبی بافت عضله و ظرفیت آنتی‌اکسیدانی کل در بافت کبد مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج پرورش لاروهای سوسک زرد در سه بستر آزمایشی نشان‌داد که در پایان هفته ششم، لاروهای پرورش‌یافته روی بستر حاوی 10 درصد تفاله انگور به‌طور معنی‌دار میانگین وزنی و درصد افزایش وزن بیشتری در مقایسه با گروه شاهد داشتند (05/0< p). از نظر ارزش غذایی، بستر 10 درصد تفاله انگور منجر به تولید لاروهایی با بالاترین محتوای پروتئین شد (05/0< p)، در حالی که بستر 25 درصد کمترین میزان پروتئین را نشان داد. درصد چربی لاروها با افزایش سطح تفاله انگور به‌طور معنی‌داری افزایش یافت. میزان خاکستر در هر دو تیمار 10 و 25 درصد تفاله انگور کمتر از گروه شاهد بود، اما درصد رطوبت تفاوت معنی‌داری نشان نداد. محتوای کیتین لاروها تحت تاثیر نوع بستر قرار نگرفت (05/0> p). ظرفیت آنتی‌اکسیدانی کل لاروهای پرورشی بر بستر حاوی 10 درصد تفاله انگور کاهش معنی‌دار نسبت به لاروهای شاهد و بستر حاوی 25 درصد تفاله انگور نشان‌داد (05/0< p). نتایج آزمایش دوم نشان‌داد که میانگین وزن بدن و شاخص‌های درصد افزایش وزن، نرخ رشد ویژه و نرخ رشد مطلق در هر دو بازه زمانی (روز 30-1 و روز 60-1) در گروه G10 به‌طور معنی‌دار بیشتر از سایر گروه‌ها بود (05/0< p). طول ماهیان و ضریب چاقی تفاوت معنی‌داری بین گروه‌ها نشان نداد (05/0< p). ضریب تبدیل غذایی در گروه G10 به‌طور معنی‌داری کمتر و نسبت بازده خوراک و بازده پروتئین بیشتر از سایر گروه‌ها بود. در مقابل، گروه G25 بیشترین ضریب تبدیل غذایی و کمترین نسبت بازده خوراک و بازده پروتئین را نسبت به گروه شاهد نشان داد. ماهیان گروه‌های G10 و G25 در هر دو بازه زمانی به‌طور معنی‌داری درصد زنده‌مانی بالاتری نسبت به گروه شاهد داشتند. همچنین بافت عضله ماهیان دریافت‌کننده جیره‌های G10 و G25 به‌طور معنی‌داری درصد پروتئین بالاتر و رطوبت کمتری نسبت به گروه شاهد داشتند. درصد چربی و خاکستر عضله تفاوت معنی‌داری بین گروه‌ها نشان نداد. ظرفیت آنتی‌اکسیدانی کل در بافت کبد ماهیان گروه‌های شاهد مثبت، G10 و G25 بیشتر از گروه شاهد منفی (C-) بود، با این وجود تفاوت معنی‌دار تنها بین گروه‌های شاهد مثبت و G25 با شاهد منفی مشاهده شد (05/0< p). نتایج این تحقیق نشان‌داد که افزودن تفاله انگور در سطح 10 درصد نه‌تنها بر عملکرد و ارزش غذایی لاروهای سوسک زرد تاثیر مثبت دارد، بلکه استفاده از پودر این لاروها در جایگزینی با پودرماهی در سطح 70 درصد می‌تواند موجب بهبود شاخص‌های عملکردی در ماهیان پرورشی طی60 روز پرورش شود.
  2. اثرات پودر آلوئه‌ورا (Aloe vera) بر برخی شاخص‌های رشد و تولیدمثل در ماهی سیچلاید گورخری (Amatitlania nigrofasciata)
    1403
    گیاه آلوئه‌ورا به‌عنوان منبع غنی از ترکیبات زیست‌فعال می‌تواند جایگاه ویژه‌ای در آبزی‌پروری داشته باشد. در این تحقیق سعی شد که اثرات پودر آلوئه‌ورا بر عملکرد رشد، برخی خصوصیات بیوشیمیایی و تولیدمثل ماهی سیچلاید گورخری (Amatitlania nigrofasciata) بررسی گردد. بدین منظور تعداد 120 قطعه ماهی شامل جنس نر (با میانگین طول و وزن به‌ترتیب 75/0 ± 03/6 سانتی‌متر و 62/1 ± 45/4 گرم) و ماده (با میانگین طول و وزن به‌ترتیب 74/0 ± 1/6 سانتی‌متر و 98/1 ± 97/4 گرم) در 5 تیمار آزمایشی شامل سطوح 0، 1/0، 5/0، 1 و 2 درصد پودر گیاه آلوئه‌ورا در آزمایشگاه گروه شیلات دانشگاه کردستان به مدت 75 روز پرورش داده شد. نتایج نشان داد که میانگین وزن بدن (جنس نر) و طول استاندارد در جنس نر و ماده بین تیمارها تفاوت معنیدار نداشت (05/0p). فاکتور وضعیت نیز بین تمام تیمارها فاقد تفاوت معنی‌دار بود. تغییرات شاخص گنادی جنس نر بین تیمار 2 درصد (با کمترین میزان) با تیمار شاهد و 1 درصد و تعداد اسپرم فقط بین تیمار 1 درصد (بیشترین مقدار) با تیمارهای 1/0 و 2 درصد معنی‌دار بود. در شاخص کبدی نیز تیمار 2 درصد با کمترین مقدار نسبت به سایر تیمارها تفاوت معنی‌دار داشت (05/0>p). نتایج تعیین شاخص‌های تولیدمثلی جنس ماده نیز نشان داد که فقط تعداد تخمک تیمار 1/0 درصد با بیشترین مقدار نسبت به تیمار 1 و 2 درصد و هم‌آوری مطلق تیمار 1/0 درصد نسبت به سایر تیمارها تفاوت معنی‌دار داشت (05/0>p). اثر پودر آلوئه‌ورا روی کلسترول، تری‌گلیسرید و پروتئین بافت بیضه و کلسترول و تری‌گلیسرید تخمدان معنی‌دار بود (05/0>p). بیشترین میزان هورمون تستوسترون جنس نر در تیمارهای 1 و 2 درصد و در جنس ماده در تیمارهای 1/0 و 1 درصد مشاهده شد. روند تغییرات هورمون 17 بتا استرادیول بیضه بین تیمار شاهد و سایر تیمارها منظم و کاهشی بود اما در جنس ماده سطوح کم پودر آلوئه‌ورا روی میزان هورمون اثر افزایشی داشت (05/0>p). به‌طور کلی، نتایج ما نشان داد آلوئه‌ورای خوراکی در دوز کم و متوسط روی بهبود بیشتر عوامل مورد بررسی سیچلاید گوره‌خری اثر مثبت داشت.
  3. مطالعه ارجحیت غذایی ماهی کپور نقره‌ای (Hypophthalmichthys molitrix) در سد قشلاق سنندج با هدف تعیین میزان توان کنترل جوامع جلبکی
    1402
    تامین آب شرب سالم و کافی جزء مسائل مهم مدیریتی جوامع انسانی می‌باشد. ورود آلاینده‌های مختلف به دریاچه‌ها باعث تغذیه‌گرایی، شکوفایی جلبکی و طعم و بوی نامطلوب آب می‌شود. بنابراین مطالعه حاضر با هدف بررسی اثر تغذیه‌ای ماهی کپور نقره‌ای در کنترل جوامع جلبکی سد قشلاق و کاهش طعم و بوی آب شرب شهر سنندج، طی 4 دوره از شهریور تا اسفند 1400 انجام شد. بدین منظور ترکیب پلانکتونی محیط و دستگاه گوارش ماهی کپور نقره‌ای مورد بررسی قرار گرفت. نمونه‌برداری از آب و ماهی در دو ایستگاه سد جمع‌آوری انجام و سپس در آزمایشگاه ترکیب پلانکتونی محیط، زیست‌سنجی، شاخص‌های تغذیه‌ای، تولیدمثل و محتویات دستگاه گوارش مورد مطالعه قرار گرفت. در بررسی جمعیت پلانکتونی محیط شاخه Bacillariophyta با 70 درصد و شاخه Arthropoda با 54 درصد دارای بیشترین تراکم جلبکی و زئوپلانکتونی مشاهده گردید. بر اساس نتایج چهار گروه سنی ماهی +3 تا +6 سال با میانگین وزن ماهیان 4/1130 گرم و میانگین طول کل 7/482 میلی‌متر بود. میانگین شاخص طول نسبی روده و شاخص وضعیت نیز به ترتیب 3/4 و 98/0 و شاخص تهی بودن روده صفر بود. نتایج بررسی محتویات دستگاه گوارش ماهی نشان داد که 54 جنس و گونه فیتوپلانکتون و 11 جنس و گونه زئوپلانکتون شناسایی شد که این میزان در محیط شامل 37 جنس و گونه فیتوپلانکتون و 16 جنس و گونه زئوپلانکتون شناسایی بود. در دستگاه گوارش شاخه‌ی Bacillariophyta با 54 درصد و Chlorophyta با 8/43 درصد و از زئوپلانکتون‌ها شاخه‌های Rotifera و Ciliophora به ترتیب با 59 و 40 درصد دارای بیشترین تراکم زئوپلانکتونی بودند. در رژیم غذایی ماهیان هر دو ایستگاه جنس Dinobryon و Melosira و در بررسی فیتوپلانکتون هر دو ایستگاه دریاچه جنس Melosira دارای بیشترین تراکم بود. نتایج حاصل از شاخص ایولو نشان داد که شاخه Bacillariophyta با 45% دارای بیشترین فراوانی در رژیم غذایی ماهی کپورنقره‌ای بود. همچنین جنس Melosira در دو ایستگاه با مقدار 100 درصد دارای بیشترین فراوانی در طعمه بود. همچنین به ترتیب جنس‎‌های Fragillaria، Cyclotella و Dinobryon با 100 درصد در ایستگاه 1 و 94، 9/88 و 9/88 درصد در ایستگاه 2 دارای بیشترین فراوانی بودند. نتایج شاخص رسیدگی جنسی نشان داد که شرایط محیطی لازم برای رشد و نمو بافتهای بیضه و تخمدان کپور نقرهای در دریاچه سد قشلاق سنندج نامناسب بوده و به احتمال زیاد امکان اسپرمریزی و تخم‌ریزی طبیعی این گونه وجود ندارد. در مجموع به نظر می‌رسد ماهی کپورنقره‌ای در کنترل بار جلبکی دریاچه‌ها گونه‌ موثری باشد.
  4. بررسی ساختار جلبکی آب خام تصفیه‌خانه و شبکه توزیع آب شرب شهر بانه در زمان اوج طعم و بوی آب
    1402
    هدف از مطالعه حاضر بررسی ساختار جلبکی به‌عنوان یکی از دلایل احتمالی بروز مشکلات کیفی آب، شامل طعم و بوی نامطبوع در سد مخزنی سبدلو بود. بدین منظور ساختار جلبکی در 9 ماه وچهار ایستگاه شامل ایستگاه تصفیه‌خانه، به‌روژه‌کون، کوییچ و بنی‌رزان در سال 1400 بررسی شد. نتایج نشان داد که در مجموع 7 شاخه (Bacillariophyta، Dinoflagellata، Chlorophyta، Cyanophita، Euglenophyta، Charophyta و Chrysophyta)، 30 خانواده، 36 جنس و گونه شناسایی شد که شاخه‌ها Bacillariophyta و Chlorophyta به ترتیب با 13 گونه (36 درصد) و 12 گونه (33 درصد) بیشترین و شاخه‌های Dinoflagellata, Charophyta با 3 گونه (8 درصد) و شاخه‌های Cyanobacteria، Euglenophyta با 2 گونه (6 درصد) و شاخه‌ی Chrysophyta با 1 گونه (3 درصد) کمترین شاخه‌ را به خود اختصاص داده بودند. طی دوره مطالعه، بیشترین تراکم جمعیت فیتوپلانکتونی با مقدار164572 در تیرماه و کم‌ترین تراکم نیز در بهمن ماه با مقدار 860 عدد در لیتر مشاهده شد. در این مطالعه تغییرات ترکیب و تراکم جلبکی در زمان‌ها و مکان‌های مختلف نمونه‌برداری مشاهده شد. همچنین نتایج تعیین شاخص‌های ساختار جمعیت فیتوپلانکتونی نیز نشان داد بیشترین و کم‌ترین شاخص شانون به‌ترتیب در خرداد ماه 048/2 در ایستگاه تصفیه‌خانه و در بهمن ماه 34/0در ایستگاه به‌روژه‌کوون به‌دست آمد. بیشترین میزان شاخص غنای مارگالف در فصل تابستان، در تیر ماه 2/1 در ایستگاه تصفیه‌خانه وکمترین مربوط به بهمن ماه در ایستگاه بنی رزان می‌باشد محاسبه گردید. بیشترین مقدار شاخص سیمپسون نیز در بهمن ماه متعلق به ایستگاه بنی‌رزان و کوپیچ که حدود 9/0 وکمترین در تیرماه 5/0 ودر ایستگاه تصفیه خانه محاسبه گردید. علیرغم بدست آوردن اطلاعات مناسبی در خصوص ترکیب جلبکی آب خام تصفیه‌خانه و شبکه توزیع آب شرب شهر بانه، ولی برای یافتن دلایل اصلی طعم و بوی آب شرب شهر بانه باید مطالعه‌ای جامع‌تر با بررسی فاکتورهای بیشتر فیزیک‌وشیمیایی آب انجام داد. بر اساس نتایج این مطالعه مشخص شد که جوامع جلبکی می‌تواند یکی از عوامل اصلی طعم و بوی آب شرب شهر بانه باشد.